اخبار سیاسی استان آذربایجان غربی
 

منبع

  نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1391ساعت 16:49  توسط آذربایجان  | 

انتشار مصاحبه روزنامه بهار با دوست عزیزم آقای هوشمند در 15 بهمن ماه و بازنشر آن در این وبلاگ، بهانه ای شد تا به سهم خود در مورد موضوعات مطرح شده در آن دیدگاه خود را بیان نمایم. چنانکه قبلا هم مطرح کرده ام آقای هوشمند نویسنده ای توانمند و بدنبال درک و بیان واقعیت های تاریخی در کشور بوده و از این نظر برایشان آرزوی استمرار و موفقیت می کنم.در زیر مواردی را در حاشیه مطالب آقای هوشمند بیان کرده ام.

-          در گذشته هم براین باور بوده و باز هستم که نوع مصاحبه های آقای هوشمند همواره از نوعی پراکندگی درموضوعات مطرح شده رنج می برد. به این معنی که همزمان مسائل مختلفی با هم مطرح می شوند بدون اینکه در چهارچوبی تاریخی به یکدیگر ارتباط یابند یا ارتباطشان تبیین شود. شاید در این مصاحبه بخشی از مشکل به مصاحبه کننده مربوط است که احتمالا با ابعاد مسئله آشنایی کافی نداشته است. به عنوان مثال در ابتدای مصاحبه سئوال بسیار کلی و مربوط به 3 دوره تاریخی را یک جا از آقای هوشمند می پرسد در حالیکه وی نمی تواند در چهارچوب سئوال مطرح شده به بخش اول آن به طور کامل پاسخ دهد. آغاز سئوالات با مسئله ملی شدن صنعت نفت و بازگشت دوباره به تاریخ قبل از آن (تجربه جمهوری کردستان درمهاباد)  مانع از آن می شود که مصاحبه از انسجام لازم برخوردار باشد.

-          تاکید بر مواضع آیت الله مردوخ کردستانی از جمله مواردی است که می تواند مورد بحث باشد. اینکه وی بر ایرانی بودن و ایرانی تاکید داشته است وجه ممیزه ای نیست که بلافاصله بعد از آن موضع منفی ایشان در مورد قاضی محمد یا جنبش کردها مطرح شود. اصولا مرحوم آیت الله مردوخ با توجه به اینکه بیشتر به قدرت مرکزی به عنوان قدرت غالب نظر داشت طبیعی می نماید که نتواند یا نخواهد از منظر جنبش اجتماعی کردها به رویدادهای مهاباد نگاه کند. این درحالی است که در مهاباد در کنار قاضی محمد، کسانی چون ملا حسین مجدی از علمای معروف مهاباد و قاضی خضری اشنویه حضور دارند.

-          بحث در مورد علی قاضی بسیار مورد تاکید قرارگرفته است، در حالیکه باید دید وی چه جایگاهی در جنبش داشته است. از همان ابتدا، وجه ی قاضی محمد نه بر اساس صرف تعلق خانوادگی که در وهله اول به دلیل شخصیت کاریزمایی وی در یک جامعه سنتی مورد توجه بوده است. بنابراین مواضع علی قاضی ربطی به پدر نداشته است. از همان اوان هم مردم وی را پسر سیاه(کوری ره ش) خطاب می کرده اند و به همین نام هم معروف شده است. بنابراین وی هیچگاه در جایگاه رهبری(مثلا جانشین پدر در جنبش باشد) قرارنگرفته و مورد پذیرش نبوده است. مشکل اصلی در اینجا تحلیل موضوع از منظری غیر اجتماعی و روانشناختی است نه جامعه شناختی. به این معنا که اشاره آقای هوشمند به "ماجرای مهاباد" نشان از سطح تحلیلی دارد که وقایع را تنها به شخصیت افراد مربوط می داند یا دست کم اینگونه برداشت می شود. در حالیکه دلایلی که اعضای ژ.ک برای عدم پذیرش اولیه قاضی محمد اظهار داشته اند و البته آقای هوشمند به آنها اشاره ای نکرده اند تکیه بر خصلت اجتماعی جنبش است. آنها رسما اعلام کرده بودند که در میان کادر رهبری خود کسانی که بلندآوازه اند- دارای نفوذ اجتماعی هستند، مانند روحانی متنفذ، روسای ایل و شیوخ با نفوذ – را نمی پذیرند تا جنبش را تحت تاثیر خود قرار ندهند. بنابراین در ژ- ک هسته های اولیه یک جنبش اجتماعی مسالمت آمیز شهری را به تناسب وضعیت زمانی و مکانی آن دوره می توان مشاهده کرد.

-          اشاره ای که آقای هوشمند در رابطه با کم سوادی یا بی سوادی موجود در آن دوره مهاباد کرده اند را بایستی در بستر زمانی آن مورد ارزیابی قرار داد. درست است که در مهاباد کسی در آن دوران دیپلم نداشته یا کم سوادی همه گیر بوده است، اما این وقتی معنا می یابد که که با شهرهای دیگر منطقه وضعیت سطح سواد مردم را برآورد کرد. در عین حال باید در نظر داشت که در دوران کوتاه جمهوری، با سطح سواد کم مسئولین آن، در کنار مدارس عمومی، مدارس خاص برای مردم غیرکردزبان پیش بینی شده بود تا بزبان مادری خود درس بخوانند. از جمله برای 30 خانوار کلیمی ساکن مهاباد مدرسه جداگانه پیش بینی شده بود. علاوه بر اینها تا جاییکه در ذهنیت تاریخی منطقه ثبت شده است هیچگاه از سطح سواد باقرخان وستارخان به عنوان رهبران مشروطه سئوال نشده است، زیرا به اهمیت نقش تاریخی آنها در جریان مشروطه واقف بوده اند. یا هیچگاه نقش نمایندگان "بیسواد" مجلس اول مشروطه فراموش نمی شود که در عین بیسوادی – یا کم سوادی خود- و بعد از فراغت از قانونگذاری در مجلس مشروطه ، شب هنگام به جای استراحت به مشق دمکراسی مشغول می شدند تا هم درسهای دمکراسی بیاموزند هم طبیعت استبداد را بهتر بشناسند. آنها اراده ای قوی و نیت پاک برای انجام کاری داشتند که نقش تاریخی مشروطه خواهی را در تاریخ ایران حک کرد.

-          در مورد اینکه قاضی محمد دنبال تغییر الفبای کردی به لاتین بوده باشد( نه حذف زبان کردی که امکان پذیر نبوده است) یا لباس کردی را متمدنانه( به تعبیری که در مصاحبه مطرح شده است) نمیدانست، چون اظهار نظری از ایشان من ندیده ام طبیعی است که چنین امری را بایستی انکار کرد. زیرا با وجود سطح سواد کم آندوره و امتزاج واژه های کردی به واژه های عربی و فارسی در ادبیات نوشتاری، بعید است کسی داعیه ی لاتینی کردن زبان کردی را مطرح نماید. اگر هم مطرح می کردند طبیعی است که در برابر وی مقاومت می کردند و پذیرفته نمی شد.

-          مسئله ترور محمودیان را آقای هوشمند به عنوان یکی از مشکلات جدی جنبش در آن تاریخ دوباره مطرح کرده اند. باید در نظر داشت که بلشویسم به معنایی که در ارتباط با فرقه دمکرات مطرح بود، در مهاباد نه مطرح بود نه زمینه داشت. البته ارتباط کمتر با شورویها در مهاباد مزید بر علت بود. در حزب تازه تاسیس دمکرات کردستان ایران آن دوره نیز تمایلات چپ اگرچه وجود داشت اما مقبولیت عمومی نداشت. با این وصف عده ای بودند که با استفاده از آموزه های بلشویستی در نظر داشتند متنفذین محلی را زیر فشار آورند. اگرچه کشتن غفور محمودیان را تنها نمیتوان ناشی از این امر تلقی کرد اما جزو معدود مواردی بود که در مهاباد روی داد. در مورد میرزا رحمت شافعی هم که مورد اذیت قرار گرفته بود، با مراجعه مستقیم ایشان به نزد قاضی محمد؛ در می یابد که تصمیم خاص حزبی برای ترور اعیان شهر وجود ندارد و شخصا امنیت میرزا رحمت را تامین می کنند. شاید اگر آقای هوشمند در اشاره به ترور محمودیان و نمازی عبارت " و دیگران " را بکار نمی بردند منطقی تر بود؛ زیرا مورد دیگری از این دست در مدت یازده ماهه عمر جمهوری مشاهده یا ثبت نکرده اند. در هر صورت نه تنها در آن دوره بلکه در چهارچوب هیچ ساختار کوچک یا بزرگ حکومتی البته ترور افراد قابل پذیرش نیست و با حقوق اولیه حیات آدمی و البته اصول دینی و اسلامی نیز سازگار نیست.

-          در توصیف آنچه در ارتباط با جنبش در سال 25-1324 رویداد، گفته شده است که ائتلافی از برخی طبقات شهری با نیروهای عشایری و روستایی بود. از این منظر بایستی در نظر داشت که ائتلاف مذکور اگر چه به ناچار رویداد اما ازهم پاشیدن آن نیز قابل تصور بود، زیرا عشایر و روسای آنها همواره متوجه و متمایل به قدرت حاکم بوده اند. از این رو، هم نزدیکی آنها به جنبش و هم پشت کردن به آن از نظر ویژگی های اجتماعی و سیاسی آنها طبیعی به نظر می رسد. تفاوتی چشمگیر البته میان نیروهای بارزانی به رهبری ملا مصطفی با دیگر نیروهای عشیره ای در منطقه وجود داشت و آنها را متمایز می کرد. این تفاوت به رهبری ملا مصطفی و انسجام بارزانیها باز می گشت که به نظر می رسد به دنبال اهداف شخصی صرف نبودند از این رو تا توان داشتند از جنبش حمایت کردند.

-          نکته اساسی که در متن مصاحبه آقای هوشمند برآن تاکید بسیار کرده اند، اهمیت وجود تنوع اجتماعی و فرهنگی کشور است که کردها، ترکها، فارسها، عربها و دیکر هویت های اجتماعی و فرهنگی ایرانی را دربرمی گیرد و آنرا به مثابه فرصتی برای توسعه اجتماعی، فرهنگی وسیاسی کشور ارزیابی می کنند. دیدگاهی که توسط ویل کیملیکا(Will Kymlicka)، فیلسوف سیاسی معاصرکانادایی در قالب نظریه "شهروندی چندفرهنگی: یک نظریه لیبرال برای حقوق اقلیت ها" در سال 1995 ارائه شده است و به جرات می توان گفت کلید برون رفت از چالش اقلیت ملی یا قومی را در چهارچوب نظریه خود ارائه کرده است؛ در راستای ایده ی آقای هوشمند می توان قرارداد. این نگرش برای تحولات سیاسی – اجتماعی آینده کشور بسیار نقش اساسی دارد و می تواند منجر به استقرار نوعی از دمکراسی با ثبات توام با توسعه موزون سیاسی- اجتماعی شود. امیدوارم که بتوانم بخشی از آن را ترجمه و در معرض دید خوانندگان علاقمند قرار دهم یا یادداشت جداگانه ای در مورد آن بنویسم.

-          تجربه جمهوری کردستان، در برآورد نهایی اگر چه با ارزیابی های متفاوت و متضادی روبرو گشته است و از آن به عنوان حرکتی گریز از مرکز و واگرا نامبرده شده است، اما بیانگر واقعیت های اجتماعی ویژه ای است که در مقیاس کوچک روی داده است. تحلیل این امر البته دارای ابعاد مختلفی است و چنانکه دکتر مجتبی مقصودی عنوان کرده است در تحلیل آن بایستی در سطح خارجی به " بحران گذار" در ساختار نظام بین الملل و رقابت قدرتهای جهانی مخصوصا شوروی و در سطح داخلی به " توسعه ی ناموزون و نابرابری های منطقه ای"، " احساس محرومیت نسبی"، " نقش نخبگان محلی" در کنار بحران گذار سیاسی و ضعف حکومت مرکزی توجه کرد. 

منبع

  نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 17:2  توسط آذربایجان  | 

مصاحبه روزنامه بهار با احسان هوشمند

اشاره: احسان هوشمند را به جرات می توان از جمله نویسندگان و محققانی در کشور تلقی کرد که با صراحت لهجه و با تلاش برای دریافت و ارائه تحلیلی واقع بینانه و البته پرسشگرانه در ارتباط با تاریخ معاصر کردها در ایران به بیان دیدگاه های خود می پردازند. ناگفته نماند که به همان میزان نیز وی در معرض دیدگاه های انتقادی نویسندگان و منتقدان سیاسی داخل و خارج از کشور بوده است. شاید رویکرد خاص ایشان در مواجه با تاریخ معاصر ایران و کردستان، در ارائه برخی از انتقادات تند فردی و گروهی در برابر وی موثر بوده باشد اما قدر مسلم وی نویسنده و پژوهشگری اخلاقی است. به عبارت دیگر با کسانی که با تاریخ و اشخاص از منظر سب و شتم و توهین با خمیرمایه هایی از تلفیق واقعیت و دروغ و نسبت دادن آن به شخصیتهای تاریخی یا جریانات معاصر برخورد می کنند، آقای هوشمند فاصله جدی داشته و قابل مقایسه نیست. ضمن اینکه مانند هر پژوهشگر یا نویسنده دیگری نیز ایشان دارای محدودیت ها و اشکالاتی در روش و بعضا در مواضع خود بوده و هستند. این به هیچ وجه به معنای تخطئه ایشان نبوده یا مانعی برای ادامه راهشان نیست و بنا به گفته خودشان در متن مصاحبه، علاوه بر اینکه ایشان همواره بدنبال تازه هایی در تحلیل تاریخ معاصر کردستان بوده و هستند، خود نیز تغییراتی را در اندیشه و نگرش تجربه کرده اند. این تجربه را می توان در کشور به فال نیک گرفت.

به تناسب تجربه سالهای گذشته و البته در دوران اصلاحات که نگاه متفاوت تری در تلاش و دغدغه برای پردازش تاریخ معاصر کشور وجود داشت و هرازچند گاهی آقای هوشمند به انتشار نتایج کارهایی که انجام داده بودند مبادرت می کرد؛ من نیز به سهم خود در توضیح و انتقاد از دیدگاه های منتشره ایشان مطالب و دیدگاه های خود را بیان می کردم. در این مقام و بدنبال انتشار جدیدترین مصاحبه ایشان، نکاتی را با خوانندگان و ایشان  در یادداشتی جداگانه در میان می گذارم. متن مصاحبه را در ادامه مطالعه فرمایید.عبدالعزیز مولودی

منبع


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1391ساعت 13:50  توسط آذربایجان  | 

عدم رواداری در اندیشه ومشکل اطلاع رسانی در برخی سایت های خبری

نقدی بر اتهام زنی سایت کردستان امروز به اینجانب

عبدالعزیز مولودی

در چند روز گذشته یادداشتی را در ارتباط با دور جدید ریاست جمهوری آقای اوباما در آمریکا و تغییرات کابینه در این کشور در وبلاگ شخصی خود منتشر کردم و در آن به بررسی رابطه این تغییرات با مسئله ایران و تحولات منطقه پرداختم. به عنوان نویسنده ای که علاقمند به حوزه مسائل جنبش اجتماعی کردها و سیاست و حکومت در کشور و منطقه است، و مانند همه کسانی که به حل مسالمت آمیز و مبنی بر منافع همه مردم ایران در زمینه های داخلی و خارجی می اندیشند نه تنها در این یادداشت بلکه در همه نوشته های خود بر این محور مرکزی تاکید کرده ام که مشارکت مدنی عموم مردم در امور کشور روش منطقی تر اداره امور است. از این رو در شرایطی که این امر تحقق یافته است در دو حوزه داخلی و خارجی به نظر می رسد مردم تجربه مطبوع تری داشته و از آرامش بیشتری برخوردار بوده اند. هیچگاه نه در اندیشه آن بوده ام که با حضور نظامی دیگران در کشور رضایت دهم که وضعیت کشورهای زیر جنگ افغانستان و عراق شاهدی است بر این امر که هنوز هم شرایط اولیه زندگی در آن کشورها فراهم نشده است.در عین حال، دیده شده است که قبل از حمله دیگران، زمینه های بروز بحران در داخل آن کشورها فراهم شده است.

 اگر کسانی چون من و دیگران از بوجود آمدن چنین وضعیتی در کشور اظهار نگرانی بکنند، کاملا رواست واین البته چیزی نیست که من و امثال من فقط اظهار کرده باشند، هم اکنون مقامات رسمی کشور نیز اذعان دارند که مشکلات بین المللی انعکاس داخلی یافته است و محدودیت ها و مشکلاتی را فراهم ساخته است. سئوال این است که آیا می شد از بروز مشکلاتی که اکنون بحث آن در میان مئولان دولتی هم مطرح می شود جلوگیری کرد یا نه؟ آیا جایگاه فعلی ایران در مطقه، جایگاه واقعی و متناسب با اهمیت استراتژیک آن است یا خیر؟ اگر در شرایطی بسر می بریم که وزیر خارجه بحرین – که خود با بحران سیاسی و  قدرت مواجه است- بخود اجازه می دهد از بهار ایرانی صحبت کند، این را باید به چه چیزی نسبت داد؟

بسیار منطقی است که در این شرایط هر کس یا جریانی دیدگاه خود را مطرح کند و پیشنهاد های خود را نیز. بنابراین آنچه در شرایط کنونی کشور به آن نیاز دارد ایجاد و گسترش فضای بازتر است تا در این زمینه راه های برون رفت از مشکلات اندیشیده و البته به مورد عمل نیز درآید.بسیاری از این دیدگاهها انتقادی و مبتنی بر واقعیت های موجود است و نمی شود آنها را سیاه نمایی خواند. اندیشیدن درباب مسائل کشور تنها در یک گروه یا جریان سیاسی خلاصه نمی شود که به عنوان محک دیگران درآید و همه موظف باشند با آن خود را تطبیق کنند.امروز حتی در میان جریان اصولگرایی در کشور یک خط فکری واحد وجود ندارد و جریانهای متنوعی در آنها یافت می شود که اگر در یک طیف آنها را قرار بدهیم در یک سو اصولگرایان نزدیک به اصلاح طلبی را می توان دید و سر دیگر طیف را در نهایت اقتدارگرایان شکل می دهند.

متاسفانه سایت کردستان امروز - که از هویت گردانندگان آن اطلاع دقیقی ندارم- به نظر می رسد در اقدامی غیر حرفه ای و غیر اخلاقی این یادداشت مرا از وبلاگ شخصی ام برداشته و با بازخوانی ناقص و نادرست آن سعی کرده است که مرا در مقام اتهام قرار دهد و شاید از این رو انتظار داشته یا دارد که اتهام زنی می توان با افکار و اندیشه ها برخورد کرد یا مانع از آنها شد. آنها در کنار بازخوانی نادرست یادداشت من، با استفاده از عکسی که برای خواننده و بیننده، مکان و زمان آن روشن نیست – عکس مربوط به سال 2006 بوده که در کنفرانس جامعه شناسان عمدتا فرانسوی زبان با عنوان "بودن در جامعه" در ترکیه برگزار شد و با مقاله در آن کنفرانس شرکت کرده بودم است و قبلا در گزارش کنفرانس، عکس یادشده را در وبلاگ خود منتشر کرده بودم - و استفاده از عنوان وبلاگ نویس مهابادی - در حالی که اکنون نزدیک دو دهه است در بوکان زندگی می کنم و نه تنها به این دوشهر بلکه به همه شهرهای دیگر کردستان و ایران خود را متعلق می دانم و از روی حس مسئولیت برای کشور است که به بررسی و تحلیل مسائل منطقه می پردازم – نه تنها نشان داده اند که کار غیر حرفه ای می کنند بلکه مرزهای اخلاق را نیز درنوردیده اند.

تیتر انتخابی مطلی یادشده نیز پر از اشکال است. من در مقامی نیستم که برای مقامات کشور خود یا دیگری تصمیم بگیرم. آنچه را در یادداشت خود آورده بودم ویژگیهایی است که کم و بیش همه در مورد آن سخن گفته اند. ضمن اینکه اگر به رویدادهای عراق نظرداشته باشیم، آنچه را که در مورد کشور ما در حال وقوع است می توان مشابه دید. همینکه برخی ازنمایندگان مجلس از فروش نفت در برابر غذا سخن به میان آورده اند شاهدی بر این امر است.

به گمان من بهتر بود که اگر فکر می کنند با دیدگاه مطرح شده موافق نیستند یا مخالفند، در کنار بازانتشار آن می بایست به نقد آن بپردازند نه اینکه با ایجاد زمینه های خاص نزد بینندگان و خوانندگان خود، به شیوه های اتهام زنی متوسل شوند.

در هر صورت، آنچه در یادداشت خود آورده ام واقعیت هایی است که فکر می کنم بایستی و در نهایت به آنها توجه کرد. ممکن است برخی با آنها موافق باشند و برخی نیز با آن مخالف باشند. این از اولیات حقوق هر انسانی است. امیدوارم که شاهد روزی باشیم در کشور که از روی رواداری بتوانیم یکدیگر را آنچنانکه هستیم تحمل نماییم. اگر همه مانند هم فکر می کردیم که عملا حرکتی وتغییری وجود نمی داشت.

بنابراین و بدینوسیله ضمن اعتراض نسبت به انتشار مطلب یادشده در سایت کردستان امروز، نتیجه گیریها و برداشت تهیه کنندگان مطلب یادشده را مربوط به آنها می دانم و محتوای ارائه شده را در مورد خود تکذیب می کنم.

منبع

  نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1391ساعت 19:4  توسط آذربایجان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM